https://shohada.org/en/node/288047
شناسه خبر: 288047
2022-3-11 21:08
محبوبیت شهید نزد دیگران
به روایت از محمد میررفیعی : یکبار که آقای حمامی به تنهایی جلو رفته بود متاسفانه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به شهادت رسیده بود حدود دو روز هم جنازه ایشان، در محل شهادتش مانده بود تا اینکه چند نفر از بچه ها از جمله آقای گل پرور و آقای شاملو جلسه ای ترتیب دادند و قرار گذاشتند به هر نحوی که است پیکر پاک آقای حمامی را به عقب انتقال دهند آقای گل پرور گفت من طنابی به خودم می بندم و جلو می روم اگر کشته یا مجروح شدم مرا به عقب بکشید و اگر سالم ماندم طناب را به آقای حمامی می بندم شما او را بکشید من هم خودم برمی گردم، جنازه آقای حمامی دقیقاً چسبیده به خط عراقیها بود و دیده بانها و سنگرهای کمین کاملاً به آن منطقه تسلط داشتند کار بسیار خطرناکی بود ولی بچه ها که علاقه خاصی به آقای حمامی داشتند حاضر بودند که به خاطر جنازه ایشان، حتی جان خود را فدا کنند. خلاصه آقای گل پرور با شجاعت تمام طناب را به خود بست و به سمت جنازه رفت خوشبختانه برای ایشان اتفاقی هم رخ نداد و توانست با موفقیت کارش را به پایان برساند و طناب همراه خود را به آقای حمامی بشت و با علامتی که داد بچه ها شروع به کشیدن طناب کرد و چون جاده نیز صاف و هموار بود خوشبختانه مشکلی پیش نیامد و جنازه ایشان به عقب آورده شد یکی از بچه ها نیز به نام آقای باغبان که در نقاشی مهارت داشت در همان حال عکسی را از آقای حمامی کشید بسیار زیبا شده بود تا مدتها به دیوار سنگر آویزان بود. حتی عکس آقای حمامی که به دیوار سنگر زده شده بود برای بچه ها روحیه بود.