https://shohada.org/en/node/288056
شناسه خبر: 288056
2022-3-11 21:08
فکاهی شوخ طبعی
به روایت از محمد میررفیعی : یکبار که عملیاتی تمام شده بود من و آقای حمامی مرخصی گرفتیم وبه مشهد آمدیم وقتی به مشهد رسیدیم من به خانه خودم رفتم و آقای حمامی نیز به خانه خودش،ولی قرار گذاشتیم تافردا همدیگر را در خیابان کوهسنگی ببینیم آقای حمامی درآن زمان ساعت صفحه بسیار زیبایی داشت من هم یک ساعت کامپیوتری داشتم که از لحاظ کاری بسیار عالی بود.فردا که همدیگر را دیدیم آقای حمامی پس از احوالپرسی گفت:بیا ساعتهایمان را عوض کنیم سپس دستش را روی ساعتش گذاشت وفقط گوشه ای از آن را به من نشان داد من هم که دیدم ساعت بسیار زیبایی است قبول کردم وساعتم را باز کردم وبه آقای حمامی دادم.محمد رضا فرد بسیار شوخ طبعی بود،تا ساعت را گرفت به دستش بست وساعت خودش را به من دادورفت پس از یک ساعت که به ساعت نگاه کردم متوجه شدم عقربه ها یش کار نمی کند،دیگر دسترسی به محمد رضا هم نداشتم تازه فهمیدم چه اشتباهی کردم.خلاصه ساعت را هم به ساعت سازی دادم ودرستش کردم وهنوز هم به عنوان یادگاری از این شهید بزرگوار به دست دارم.