https://shohada.org/en/node/289096
شناسه خبر: 289096
2022-3-11 21:22
مهمین مبارکین
به روایت از بی بی عذرا حسن زاده :دو هفته قبل از اینکه مجتبی به جبهه برود در صندوق قرض الحسنه ده ، دوازده هزار تومان پول داشت . به منزل آیت الله شیرازی رفت و حساب سالش را انجام داد و کارهایش را مرتب نمود . روز نیمه شعبان که می خواست به جبهه برود میهمان داشتیم . به او گفتم : پسرم امروز به جبهه نرو میهمان داریم . ایشان خندید و دستی به شانه ام کشید و گفت : هنوز هم شما می گویی نروم . ما باید به کربلا برویم و از آنجا هم به قدس عزیز تا آنجا را آزاد کنیم. بالاخره خداحافظی کرد و رفت .