https://shohada.org/en/node/289251
شناسه خبر: 289251
2022-3-11 21:24
پول قلک
به نقل از مادر شهید: بعدازظهر وقتی وارد خانه شدم، دیدم محمود زیر کرسی خوابیده است. پرسیدم: «محمود چرا خوابیدهای، پس موتورت کجاست؟!»
حال نزاری داشت. با گریه گفت: «سراغ موتور را نگیر. کسی را پیدا کن تا مرا به بیمارستان ببرد.»
با تعجب پرسیدم: «ظهر که آمدی خانه و کتابهایت را گذاشتی گفتی که یکی از بچهها وسیلۀ نقلیه ندارد و برای بردن غذای پدرش مضطر شده است. پس حالا چه شده؟»
گفت: «وقتی رفتم به من گفت: «دلم میخواهد من موتور را برانم و شما پشت من بنشین. البته اگر ایرادی ندارد؟»
من نیز گفتم: «خب اگر بلد هستی بیا و بنشین.» خلاصه سوار موتور شدیم که در راه با ماشین تصادف کرد و من نیز از پشت سر افتادم.» پایش شکسته بود و موتور هم حسابی داغان شده بود. برایم جالب بود. محمود با آن شرایط جسمی که داشت رو به من گفت: «مامان این بنده خدا دستش تنگ است و نمیتواند پول تعمیر موتور را تامین کند. مقداری پول داخل قلک دارم آن را به او بده تا بتواند خرج کند.»