https://shohada.org/en/node/289937

شناسه خبر: 289937
2022-3-11 21:33

اولین اعزام

به روایت از فاطمه چروی : روزی که علی اصغر می خواست به جبهه برود به من چیزی نگفت. وقتی از خانه بیرون رفت دخترم گفت: مادر علی اصغر می خواهد به جبهه برود و الآن هم به پایگاه بسیج رفت. من هم سریع حاضر شدم او را تا سبزوار همراهی کنم. او را در پایگاه بسیج دیدم و خاطرجمع شدم که او هنوز نرفته چون خانه خواهرم نزدیک آنجا بود به خانه او رفتم. و تصمیم داشتم وقت حرکت علی اصغر به بدرقه اش بروم که یکباره دیدم پدرش آمد وگفت: علی اصغر به جبهه رفت. وقتی رفتم که علی اصغر با ماشین رفته بود و دیگر او را ندیدم. بعد از اهواز نامه اش آمد و خیلی از ما تشکر کرده بود. و بعد از اهواز به گیلان غرب رفته بود و سه ماه در منطقه بود. و اصلا" به مرخصی نیامد و در نامه نوشته بود: نمی آیم تا راه کربلا را باز کنم.