https://shohada.org/en/node/290060

شناسه خبر: 290060
2022-3-11 21:35

خاطره نحوه مجروحیت

به روایت از احمد شیرغلامی : ینجانب در فواصل سالهای 60 ،61 مسئول اعزام نیروی بجنورد به جبهه ها بودم. و جوانان و نوجوانان بسیاری را جهت اعزام به جبهه به اینجانب مراجعه می نمودند که شهید جیرانی از جمله دانش آموزان انقلاب و امام بود . که علاوه بر همکاری با بسیج در پشت جبهه و شناسائی منافقین در محل تحصیل به جبهه ها اعزام می شد . به خاطر دارم و هیچ گاه این صحنه را فراموش نمی کنم . یک روز در اتاق کارم نشسته بودم . که یکدفعه متوجه شدم او وارد اتاقم شده بود . انتظار دیدن او را نداشتم . چون او در جبهه بود . و هنوز موقع آمدنش نبود . تعجب کردم و از جا بلند شده و با او احوال پرسی کردم . متوجه شدم که صدایش گرفته است. به او گفتم : چه شده سرما خورده ای . ولی او با اشاره به من فهماند که ترکش کوچکی به گلویش اصابت کرده است . و تازه شب گذشته وارد بجنورد شده بود . و وقتی علت آمدش را به اینجا سوال کردم گفت : آمدم تا برگه اعزام مجدد را بگیرم . من با او مخالفت کردم و به او گفتم : برو استراحت کن و بعد از بهبودی کامل چند روز دیگر بیا . تا حکم ماموریت به شما بدهم . او آنقدر اسرار کرد و حدود 3 ، 4 ساعتی در دفترم نشست تا برگه ماموریت مجدد را نگرفت از اتاق خارج نشد . من با اصراروشهامت و عشق و علاقه ایشان رو به رو شدم ، با اعزام مجددش مواقت کردم . و او همان روز به سوی جبهه ها حرکت کرد . و در عملیات بعدی که شرکت کرده بود به شهادت رسید . به امید آنکه در قیامت شفیع ما باشید .