https://shohada.org/en/node/290596
شناسه خبر: 290596
2022-3-11 21:43
شجاعت و شهامت
راوی رقیه یوسفی دخت یزدی: خاطره ای از فرزندم محمد علی جلیلیان را یکی از دوستانش اینگونه برایم نقل می کرد، گفت : من به همراه چند نفر دیگر از جمله دوستم محمد علی در مسجد بناها پست می دادیم . یک شب به عنوان نگهبان پست انتخاب می شود. روی پشت بام مسجد در حال پست دادن بوده است که در نیمه های شب متوجه فردی کت شلواری به طور مشکوکی پایین مسجد در خیابان در حال قدم زدن است. ایشان خودش را از بالای پشت بام به روی زمین می اندازد و جلوی آن مرد را می گیرد و از آن مرد می پرسد: تو کیستی؟ آن مرد زیر کتش چیزی مخفی کرده بود و که با اصرار ایشان آن مرد مجبور می شود آن شی را از زیر کتش بیرون آورد که یک کلت داشت و مشخص می شود که نیروی خودی است و آنرا فرمانده پایگاه برای آزمایش نگهبان فرستاده است. آن فرد از محمد علی می پرسد چرا سوت نزدی برادر تا دیگران را مطلع کنی؟ ایشان در جواب می گوید : ترسیدم اگر سوت بزنم دیگران به سمت فرد مشکوک تیر اندازی کنند و امکان داشت مشکلاتی بروز دهد. آن شخص می پرسد با خودت فکر نکردی از بالای آن پشت بام به آن بلندی پایین پریدی ممکن بود آسیبی ببینی؟ ایشان سکوت می کند و می گوید: من وظیفه ام را انجام داده ام . وقتی دیگر برادران بسیجی از این ماجرا مطلع می شوند او را به داخل مسجد می آورند و روی دستهایشان بالا و پایین می اندازند و همگی شجاعت و مسئولیت پذیری ایشان را تحسین می کنند.