https://shohada.org/en/node/293666

شناسه خبر: 293666
2022-3-11 22:28

عشق شهادت

به روایت از عباس زارعی : یک شب داخل سنگر خوابیده بودم که خواب دیدم یک جایی مانند یک قصری یک فرش پهن کرده اند و گل های این فرش به گونه ای برجسته بود که وقتی دستم را زیر این گل ها می بردم این گل ها یکی یکی بلند می شد و همه اش از طلا و نقره بود. این گل ها فقط دو رنگ طلا و نقره را داشتند و بسیار نیز زیبا بودند. بعد که از جبهه برگشتم و این خواب را برای آقای بهرامیه تعریف کردم، ایشان گفت: شما مثل اینکه می خواستی شهید بشوی ولی خوب برگشتی. ناراحت نباش خودم انشاءالله می روم و بهتر از آن فرشی را که شما دیدی می گیرم.( منظورش این بود که خودش می رود و شهید می شود.)