https://shohada.org/en/node/294153

شناسه خبر: 294153
2022-3-11 22:35

اخلاق

بسیار با محبت در خانه و خانواده برخورد می کرد و حتی در بیرون از خانه با افرادی که هیچ آشنایی نداشت به خوبی رفتار می کرد. به فقرا کمک می کرد. به همسرش گفته بود که اگر شما هر مقدار به نیازمندی کمک کنید یا به آنها یاری برسانید من رضایت کامل دارم و تا می‌توانید دست نیازمندان و به خصوص یتیمان را بگیرید. هر نوع کمکی هم که به کسی می کرد نمی گذاشت که هیچکس حتی خانواده‌اش متوجه بشوند و پس از شهادت او همه آنها که مورد محبت های ایشان قرار گرفته بودند برای تشکر و تسلیت به نزد همسر شهید آمده بودند و از کارهای خوبی که شهید انجام داده بود تعریف می کردند. شهید آقا تهرانی هیچگاه نماز شبش ترک نمی شد و به همسرش هم توصیه می کرد نماز شب را فراموش نکن که باعث خیر و برکت در زندگی می‌شود. هفته ای یک مرتبه هم از یک روحانی دعوت می‌کرد که به منزلشان بیاید و کمی سخنرانی و روضه خوانی کند، چون عقیده داشت که بر روی تربیت فرزندان هم اثر معنوی زیادی خواهد گذاشت و هم هر گاه برای خود و خانواده‌اش سوال دینی پیش می‌آمد خیلی راحت از اهل علم می توانند بپرسند. روزی که روحانی در منزل شهید بود دختر شهید از روی کابینت آشپزخانه به زمین پرتاب شد و تمام چینی های ویترین آشپزخانه شکست. حاج آقا به شهید آقا تهرانی گفت: مبادا فرزندت را جلوی دیگران دعوا کنید. شهید خنده ای کرد و گفت: تمام چینی ها فدای سرش، من هیچ گاه فرزندانم را کتک نمی زنم. ایشان صبح ها قبل از اینکه به مسجد بروند در منزل اذان صبح را بلند می گفت و بعد برای اقامه نماز به مسجد می رفت. علاقه به زراعت و باغداری داشت و در باغکاری و کاشت درختان و محصولات خیلی به باغبان کمک می کرد و علاقه زیادی هم به گلکاری داشت و اهل ورزش بود. تاکید شهید بر حفظ ایمان و رعایت حلال و حرام و نماز اول وقت بود. ایشان همیشه توصیه به خواندن نماز شب و زیارت عاشورا و نماز اول وقت و حجاب دختران داشت و تاکید زیاد به انجام صله ارحام داشت. عاشق امام حسین(علیه السلام) بود و آرزو داشت که روزی راه کربلا باز شود و به زیارت قبر شش گوشه آقا برود و آرزوی دیگرش شهادت در راه خدا بود. شهید سیف الله آقا تهرانی از فعالان انقلاب بود و از هر خدمتی در راه پیروزی انقلاب اسلامی کوتاهی نمی کرد. ایشان اکثراً شبها تا ساعت دو یا سه صبح در مسجد می ماند و فعالیت می کرد و برنامه ریزی کارهای روز بعد را با بچه‌های مسجد انجام می دادند. وی در اکثر تظاهرات و راهپیمایی ها حضور فعال داشتو نه تنها خودش بلکه همسر و فرزندانش را نیز به تظاهرات می برد و شرکت در راهپیمایی و تظاهرات را یک امر واجب می دانست و می گفت که ما نباید امام را تنها بگذاریم. برای پیروزی انقلاب اسلامی بسیار خوشحال بود و با شور و شعف خاصی شیرینی خریده بود و به مردم شیرینی تعارف می کرد. سعی می‌کرد با کسانی که از لحاظ اقتصادی وضعیت ضعیفی دارند بیشتر رفت و آمد کند و به آنها کمک مالی می کرد. در آن زمان از همسایه ها و دوستانی که در منزلشان حمام و آبگرمکن نداشتند می‌خواست که در منزل او حمام کنند. وی نسبت به اعضای خانواده مهربان بود و هفته ای یک بار خانواده اش را بیرون از خانه می برد برای تفریح و آنها را مهمان می کرد.