https://shohada.org/en/node/295461
شناسه خبر: 295461
2022-3-11 22:53
حرفهای تنهایی
به نقل از خواهر شهید:
کوچک بود؛ اما همة همّ و غمش موقع نماز، حضور در مسجد و فیض بردن از نماز جماعت بود و نسبت به این امر استمرار داشت. هر بار که خانهمان را عوض میکردیم نزدیک مسجد میشدیم، مسجد جامع، مسجد صفا یا صاحب الزمان (عج). شیفتگی او برای حضور در جمع مسلمانان وصف ناشدنی بود. توجه او به انجام واجبات، تنها به نماز جماعت خلاصه نمیشد. هنوز دورة ابتدایی را تمام نکرده بود که مصمم شد برای گرفتن روزه. این تصمیم تا آنجا جدی بود که در آن سن و سال حتی یک روزة قضا نداشت. روزی به شدت مریض شد تا جایی که کارش به پزشک و دوا رسید. دکتر ابوترابی تاُکید داشت که عبدالحسین به هیچ وجه روزه نگیرد؛ اما او قاطع گفت: «بلاخره یک روز، زمان مرگ فرا میرسد، حال چه آدمی روزه بگیرد و چه نگیرد!»