https://shohada.org/en/node/295646
شناسه خبر: 295646
2022-3-11 22:55
عشق شهادت
به روایت از صفا دهقان : یک روز که مهدی از تظاهرات برگشته بود. دیدم که زخمی شده است . به او گفتم ، مادر جان اینقدر در تظاهرات شرکت نکن ، از آخر تیر می خوری و از بین می روی . گفت : مادر خون من رنگین تر از آن جوانان و بچه های 14-15 ساله نیست . اگر من شهید شدم در مجلس من شیرینی بدهید و خوشحال باشید که پسرتان در راه اسلام شهید شده است . من به ایشان گفتم : مادر بیا دامادت کنم . ولی او قبول نمی کرد و می گفت : اگر می خواهی مرا داماد کنی باید یک همسر شهید برایم بگیری تا فرزند ایشان را بزرگ کنم و شرمنده پدر ایشان در آخرت نباشم . بعد از ماه مبارک رمضان بود که مهدی شهید شد و همانطور که خودش گفته بود خوشحال شدم که در راه اسلام و قرآن شهید شده است . ولی از اینکه نتوانستم آروزیش را در رابطه با ازدواج بر آورده کنم بسیار ناراحت بودم .