https://shohada.org/en/node/295796

شناسه خبر: 295796
2022-3-11 22:58

آخرین وداع با خانواده

به روایت از فاطمه امینی : وقتی محمدحسن می خواست به جبهه اعزام شود بعد از دو بار رفتن به خانه برگشت و در روز آخر به او گفتم برادر جان لباس هایت کثیف شده است آنها را بده تا برایت بشویم. لباس هایش را بعد از شستن به مادرم گفت تا تنش کند و گفت می خواهم مادرم لباس شهادت بر تنم کند بعد از این که مادرم لباس هایش را تنش کرد و گفت: خدایا من بچه ام را به تو می سپارم یا زنده اش را به دست من برسان و یا شهادت نصیبش بگردان که من طاقت چشم به راهی ندارم وقتی که از ما خداحافظی کرد گفت: نیازی نیست به بدرقه ی من بیایید و رفت و همان لباسی که مادرم تنش کرده بود لباس شهادتش شد. و با همان لباس او را به خاک سپردیم.