https://shohada.org/en/node/296808

شناسه خبر: 296808
2022-3-11 23:12

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 3

به روایت از اصغر امامی نیا : خواب دیدم که کربلای حسین در حالی که فانوس در دستش بود در یک زمین است و دارد آن را آبیاری می کند. و یک پاچه شلوارش را بالا کشیده است و گلها را گله کوب می کند. گفتم: نگاه کن چقدر نامرتبی پاچه دیگر شلوارت را هم بالا بکش. گفت: " این پایم را نمی توانم بالا بکشم." گفتم:" چرا ؟ " گفت: " این پایم زخمی است." گفت:" پایم به مین برخورد کرده است." گفتم: " این زمینها مال کیست که آب می دهی؟ " گفت: " این زمین وقفی سید الشهداء است که دارم آب می دهم. " گفتم: " این زمینها مال عمو محمد پدر دو شهید حسن و حسین است. " یک درخت بلندی در این زمین بود. گفتم: " کربلای چرا این درخت را آب می دهی؟" گفت: " چون باید به یادگار بماند. این درخت عمو محمد است. من دیدم فتنوس را به عمو محمد داد و گفت: تو هم همراه عمو برو." من می روم. من گفتم: " نمی روم اگر تو بروی و نیایی من نمی روم." گفت: " من می آیم و امکان دارد خیلیذ دیر بیاییم. (4 یا 5 سال دیگر بیایم.)"تو برو که بچه ها منتظرند. من یک سفارش برای تو دارم. گفتم: " چه سفارشی؟" گفت: " تو اولاد داری ولی بچه ای که می خواهد به دنیا بیاید ناقص است." گفت: " خودم می دانم." گفتم: " تو از این حرفها زیاد می زنی " گفت: " در بین ما یک بچه ناقص باید باشد تو هول نکنی و فقط به او دل ببند، به کس دیگری دل نبندی."