https://shohada.org/en/node/298995
شناسه خبر: 298995
2022-3-11 23:45
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی برادر قربان نژاد: بنده برای شرکت در مراسم ازدواج ایشان با جمعی از دوستان عازم روستای سلطانی شدیم . این روستا 28 فرسخ با شهر بیرجند فاصله داشت . این فاصله را شبانه طی کردیم . منطقه ی صعب العبور و دور افتاده ای بود . وقتی به روستا رسیدیم او نور ماشین را از دور دیده بود با چراغ توری و فانوس علامت می داد که به آن سمت برویم و راه را گم نکنیم . ایشان را با شور و حال عجیبی یا فتیم دستهایش حنا شده بود و یک لباس ساده و شلوار کار بسیجی به تن داشت . جلسه ازدواج او هم به همین سادگی بود چند روز بعد ایشان را در بیرجند با همان دستهای حنا شده دیدم که عازم جبهه است و برای خداحافظی آمده بود با خودم گفتم : عجب صبری دارد ! تعبیری که از ایشان به ذهنم رسید که او همان حنظله ی لشگر حضرت رسول (ص) است . این دیدار آخرین دیدار ما بود . این شهید عزیز به لحاظ آن رشادتها و شجاعتها در جبهه ی سومار جزء گردانهای خط شکن جبهه بود که بردشمنان می تازید و عاقبت در همان جا به آرزوی دیرینه اش که شهادت بود رسید .