https://shohada.org/en/node/299039

شناسه خبر: 299039
2022-3-11 23:45

احساس مسؤليت

راوی رجبعلی آهنی: زمانی که ایشان از سفر حج برگشتند . من به دیدار ایشان رفتم .البته قبل از اینکه ایشان را ببینم جریانی را درباره او شنیده بودم و می خواستم از زبان خودش چگونگی ماجرا را بشنوم . او به عنوان سوغاتی تسبیحی به من داد به او گفتم هدف من گرفتن تسبیح نبو د آ مده ام تا بدانم تعریف کنی که در مکه چه کرده ای ؟ گفت : روز هفتم ذی الحجه یعنی روز قبل از احرام و قبل از رفتن به عرفات ، در یکی از خیابانهای مکه که بنام اعراب دوران جاهلیت بود دیدم شش نفر از شرطه ها ( مامورین عربستان ) تعدادی از زنان زائر ایرانی را محاصره کرده و با باتوم به آ نها می زنند . من یکمرتبه مغزم سوت کشید و با خود گفتم : غیرت ایرانی کجا رفته ؟ غیرتت کجاست؟ برای چه اینجا آ مده ای ؟ وظیفه تو چیست ؟ یک مشت توی سر خودم زدم و همان شلاقی را که از دوران قبل انقلاب داشتم و آن را به عنوان چوبدستی همراه خود می بردم ، برداشتم و حمله کردم . من با این چوبدستی قبل از پیروزی انقلاب خیلی از خطرات مامورین ساواک را دفع کرده بودم و آ نجا هم توانستم از آن استفاده کنم . گفت : چهار نفرشان را چنان با چوبدستی زدم که روی زمین خوابیدند و آ ن دوتای دیگر که یک مقدار ی قویتر بودند با من گلاویز شدند . یکی را بلند کردم روی سرم و توی جوی خیابان پرت کردم و گلوی دیگری را فشردم ، چنانکه چشمهایش از حدقه بیرون زده بود . او اول ، به عربی ناسزا گفت : من هم به عربی گفتم فحش دادن خورشت و نان سگهای جهنم است . تو هر چه بگویی ، من نمی ترسم .بعد شروع کرد به توبه کردن : التوبه ، التوبه عهدت ، عهدت ( قول می دهم ) اقسم ... لا افعل و کذا و کذا ... من هم یک مشت توی سینه اش زدم که باعث شد توی جوی خیابان بیفتد و سریعا خانمها را آزاد کردم و فورا سوار ماشین شدند اول به کاروان ما آمدند بعد که کاروان هر یک مشخص شد به کاروانهای خودشان رساندیم . از ایشان پرسیدم حاج آ قا نمی ترسیدید ؟ ایشان گفتند : آنموقع که آن صحنه را دیدم ، یادم آمد آن نانجیب ها بودند که به دختر پیامبر (ص) جسارت کردند . با گریه ی گفت : من در حال گریه با آنها می جنگیدم . گریه ام برای دختر پیامبر (ص) بود . برای زینب (س) بود و می فهمیدم که اینه واقعا چه افراد خبیثی بودند که اهل بیت پیامبر را آزار می دادند . آنجا عرض کردم : بی بی زهرا (س) اهنی لیاقت نداشت که در زمان تو باشد و از شما پشتیبانی کند .