https://shohada.org/en/node/299053
شناسه خبر: 299053
2022-3-11 23:45
عشق به جهاد
راوی محمد باقر نوری نیا: وقتی که اعلام شد برای جبهه نیرو لازم است ایشان ماشینی داشت که با آن کار می کردو آن ماشین را به دست راننده ای سپرد و مقداری از او پول گرفت و عازم جبهه شد.پس از 6 ماه که از جبهه برگشت اول به دیدن مادر پیرش که در روستا زندگی می کرد رفت. چون پدرش مرحوم شده بود. او در همه حال نگران مادر پیرش که در روستا زندگی می کرد رفت چون پدرش مرحوم شده بود او در هر حال نگران مادر پیر و خواهر و برادرش که بدون یرپرستی پدر زندگی می کردند بود و به من گفت: کاش من هم مثل شما پدری داشتم که سرپرستی خانه را بعهده داشت و من آزادانه به جبهه می رفتم.