https://shohada.org/en/node/299057
شناسه خبر: 299057
2022-3-11 23:45
شجاعت و شهامت
راوی حیدر علی مهدوی نیا: من و حاج آقا آهنی هردو با هم یک مأموریت دونفره در منطقه معدن قلعه زردی بیرجند داشتیم. آنجا به عنوان شناسایی باند مواد مخدر(اشرار) رفته بودیم. بعنوان نماینده های دادسرای انقلاب هم حکم گرفته بودیم. به هر حال مرحله شناسایی بود نه اقدام.بعد از مدتی که در آنجا بودیم متوجه شدیم که یکی از افراد سران اشرار در خانه ای رفت و آمد می کند. متأسفانه صاحبخانه(مرد آن خانه) به جرم مواد مخدر در زندان به سر می برد. این منزل را تحت نظر گرفتیم و شب آخر که جهت شناسایی این فرد به آنجا رفتیم، آقای آهنی بالای پشت بام خانه رفت و من هم در پایین داخل آخور گوسفندان مخفی شدم. بعد از مدتی نزدیک غروب آن مرد ملعون و خائن وارد منزل شد. آقای آهنی وقتی متوجه شد که آن مرد دارای مفاسد اخلاقی و در حال انجام کارهای منافی عفت می باشد، با اینکه اجازة وارد شدن به عملیات و دستگیری آنان را نداشتیم، اما ایشان با اشاره به من گفت که می خواهم وارد خانه شوم، ناگهان یک فریادی کشید و از بالای بام پرید جلوی درب و با لگد به درب کوبید و آن را باز کرد و هیکل زشت و کثیف آن مرد قاچاقچی و مجرم جلو چشمانش ظاهر شد، با اینکه قیا فه وحشتناک و قوی و سبیلهای بلندی داشت آقای آهنی با چند مشت توی صورتش زد و او را نقش بر زمین کرد. اصلاً وقتی به قیافه اش نگاه می کردیم وحشتناک بود. با ضربه های مشت آقای آهنی توان کار از او گرفته شده بود. بلافاصله دستهایش را با طناب بست و او را تحویل مقامات مسئول داد.