https://shohada.org/en/node/300767

شناسه خبر: 300767
2022-3-12 00:10

استقامت و پايداري

راوی علیرضا عاصمی: عبدالله هلالی و دو نفر دیگر از دوستانش تصمیم گرفتند که بروند به دشمن ضربه بزنند آنهم با ام-یک، مردد بودند روز حمله کنند یا شب. بالاخره ساعت 9 صبح بود که حرکت کردند وقتی به آنها اعتراض کردیم که شما سه نفری نمی توانید از پیش ببرید. گفتند همین قدر که دشمن آسوده خاطر نباشد برای ما کفایت می کند. سه نفری حرکت کردند و برای اطمیان بیشتر از m یک ها را با (ژ-3)عوض کرده بودند هیچکدام امید به بازگشت آنها نداشتیم یکی از آن سه نفر می گفت من خودم هم باورم نمی شد که ما بتوانیم سه نفری به دشمن ضربه بزنیم. تصور می کردیم عبدالله به بچه ها می خواهد روحیه بدهد ولی وقتی رفتیم دیدیم واقعا چنین تصمیمی ندارد می گفت: رفتیم و به نزدیک ترین نقطه دشمن رسیدیم او طرح ریزی را شروع کرد و برای حمله ی سه نفری برنامه ریخت.بعد از طرح ریزی شروع کردیم تا خواستیم اسلحه ها را اماده کنیم دیدیسم ام یک خراب است و کار نمی کند به قدری عبدالله ناراحت شد که عملیات لغو شدو با ناراحتی تمام برگشتیم یک روز آمدند گفنتد شما که سه روز در جبهه بودید بیایید و فرمی را پر کنید تا برای شما پرونده تشکیل دهیم سوال آخر پرونده این بود که چه مدت می خواهید در جبهه بمانید؟ بچه ها که دهر کدام سه یا چهار ماه در جبهه بودند معمولا می نوشتند یک ماه یا دو ماه دیگر ولی یادم هست که عبدالله نوشت تا آخر جنگ به او گفتم عبدالله تو نوشته ای تا آخر جنگ آیا می خواهی تا آخر بایستی؟ گفت چرا که نایستم .مگر تو نمی ایستی؟ آنروز فکر کردم که او فقط حرف می زند یا مبالغه می کند ولی بعد دیدم که او همچنان ایستاده است و مبارزه می کند و بعد از عملیات الله اکبر بعد از منهدم کردن پنج دستگاه تانک به درجه رفیع شهادت نائل گردید.