https://shohada.org/en/node/301232
شناسه خبر: 301232
2022-3-12 00:18
ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی جواد نژادباقری: در اولین روز اسباب کشی به محل جدید سپاه من یک خاطره ای از سید خلیل نیازمند دارم قبلاً سپاه در محل فرمانداری سابق بود که بعدها رابطه عمومی آنجا ماند و جهاد سازندگی و مدتی بسیج خواهران آنجا بود وقتی که اساس را آوردیم به آن مهمانسرای به اصطلاح سازمان جهانگردی در شب اول ورود به آنجا در داخل فریزرهای آشپزخانه مقدار زیادی جوجه کباب آماده طبخ بود وجود داشت و مقدار زیادی گوشت و شیشلیک و این چیزها که خوب چون ما آنجا را گرفته بودیم مهمانی دیگر قطعاً آنجا نمی آمد با علم به این قضیه که دیگر آنجا مهمانی ندارد آشپزهای آنجا از من سوال کردند که اینها را چکار کنیم من گفتم خوب امشب همه بچه ها دور هم هستند خسته هم هستند از صبح اساس کشی کردند اینها را طبخ کن و بدهید بچه ها بخورند از اینها مستحق تر کیه؟ به هر حال موقع صرف غذا خوردن فرا رسید ساعتهای 8 الی 9 شب بود هنوز رستوران آنجا به همان صورت قبل میزها چیده شده بود و تمیز و مرتب خوب بچه ها نماز خوانده بودند و خوب آنها آماده بودند برای صرف شام من گفتم به اصطلاح بچه ها بیایند شام بخورند یک وقت آقای نیازمند خبردار شد که در آشپزخانه خبری است از اتاقش بیرون آمد و با عصبانیت رفت جلو درب آشپزخانه و رو کرد به حاج آقا احمدی و با پرخاش به ایشان گفت که سید کی گفته است این کار را بکنی؟ تو می خواهی مرا جهنمی کنی؟ ایشان هم اشاره به من کرد و گفت فلانی گفته است تا دید پای من در میان است خوب حرمت شکنی نکرد و فقط به من گفت چرا این کار را کردی؟ من هم گفتم که دیگر مجبور شدم جلوی شهید بایستم که از روح بزرگ ایشان طلب مغفرت دارم گفتم مهندس تو نمی خواهی برو تو اتاقت بشین نخور بگزار تا بقیه بخورند اگر اینها می ماند فاسد می شد و از بین می رفت و باید دور می ریختیم و این کار اصراف است این بچه ها امشب زحمت کشیدند بگزار در عمرشان یک بار هم که شده یک جوجه کباب بخورند مال مفت است اگر نخواهی مصرف کنی باید دور بریزی قصدم این بود که تا این اندازه ایشان رعایت می کرد که نکند به حریم بیت المال تعرض شده باشد یا با خوردن یک جوجه کباب تغییر روحیه بدهند.