https://shohada.org/en/node/301330
شناسه خبر: 301330
2022-3-12 00:19
پيش بيني هاي شهيد
راوی مصیب نوروزی: فرزندم مهدی با شهادتش حقایقی از عالم هستی را بر من آشکار کرد که سالها از درک آن عاجز بود و این نبود جز آنکه خداوند به آنان مقامی را عنایت فرموده است که در زمان حیاتشان می توانند ایام بعد از شهادتشان را هم به اذن خدا پیش بینی کنند . خاطرم هست قبل از انقلاب ما در محله سمزقند مستاجر بودیم . درآمد زیادی نداشتیم و از همین رو مشکلات زیادی را می بایستی تحمل می کردیم . مدت قراردادمان سر رسیده بود و باید یک خانه دیگر اجاره می کردیم . خیلی دوست داشتیم که خانه جدیدمان در حول و حوش محمد آباد باشد . چون اجاره هایش بالا نبود . یک روز که به اتفاق پسرم مهدی و مادرش از جلوی شهرک شهید بهشتی رد می شدیم نگاه مادرش که به آپارتمان های نوساز افتاد آهی کشید و گفت : کاش یکی از این خانه ها مال ما بود تا دیگر اینقدر دنبال خانه نمی گشتیم . با آنکه مهدی نوجوانی بیش نبود گفت: مادر جان غصه نخور خدا بزرگ است , از کجا معلوم تا چند وقت دیگر یکی از واحدهای طبقه چهارم این مجتمع را به شما ندهند . هردویمان از این حرف مهدی خندیدیم , آخر او یک حرفی زد که امکان عملی شدنش بسیار کم بود . چند روزی به دنبال خانه گشتیم تا اینکه موفق شدیم در همان محمد آباد خانه مناسبی را اجاره کنیم که با شروع جنگ تحمیلی مهدی هم مثل خیلی از جوانهای دیگر به جبهه رفت که با نبود مهدی ما از کمک های مادی و معنوی او بی بهره ماندیم , خودش این را خوب می دانست . یک روز در جواب مادرش که خیلی اصرار می کرد که , پسرجان دیگر جبهه نرو , بس است به اندازه خودت رفته ای و تکلیفت را ادا کرده ای گفت : خیلی از دوستانم شهید شده اند , با آمدن من به پشت جبهه سنگر آنها خالی می ماند و من دلم نمی آید جبهه را ترک کنم وجدانم راضی نیست . ماندن در جبهه را انتخاب کرد با علم به آنکه می دانست چه روز ها و عاقبتی را در پیش خواهد داشت . بعد از شهادت مهدی مسئولین که متوجه مشکلات ما شده بودند ما را به شهرک شهید بهشتی انتقال داده و یکی از واحد های طبقه چهارم را تحویلمان دادند . احساس کردم آرامشی لذت بخش تمام وجودم را در بر گرفته است . با خودم گفتم : ای کاش مهدی هم بود و در این شادی با ما شریک می شد , که ناخودآگاه یاد حرفش افتادم که چند سال قبل هنگام عبور از جلوی این شهرک گفته بود تازه به معنی حرفش رسیده بودم و اینکه شهدا افرادی برگزیده هستند که خداوند آنها را انتخاب می کند تا با چشم بستن به دنیا و مظاهرش اراده حضرت حق را به اثبات برسانند . آنقدر یادآوری این خاطره برایمان سنگین آمد که تا مدت ها تحت تاثیر آن بودیم و اشک می ریختیم .