https://shohada.org/en/node/301698
شناسه خبر: 301698
2022-3-12 00:24
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی حسن علیپور : چند شب قبل از اینکه برای آخرین دفعه حسن به جبهه برود برادرم محمدرضا را خواب دیده بودم که با هم داخل یک ماشین قرار دارند و از مسیری که به سمت بهشت رضا می رود در حرکتند . برادرم محمد رضا قبلاً شهید شده بود - می گفت : در بین راه با محمد رضا صحبت می کردم و می گفتم : شما خبر داری که من داماد شما شده ام ؟ برادرم می گوید : بله چطور خبر ندارم . من در تمام مراسم شما حضور داشته ام . حسن می گفت : وقتی به بهشت رضا رسیدیم ، محمد رضا آنجا پیاده شد . گفتم : چرا اینجا پیاده شدی ؟ گفت :می خواهم اینجا بروم و دست مرا هم گرفت و پیاده کرد گفتم : من می خواهم به خانه بروم کار دارم گفت : نه پیاده شو ، بیا برویم . تو باید نزد من بیایی و زندگی کنی . گفتم مگر شما اینجا زندگی می کنی ؟ گفت : آری . من اینجا هستم . بعد به من گفت : مثل اینکه محمد رضا می خواهد مرا پیش خودش ببرد .