https://shohada.org/en/node/302471
شناسه خبر: 302471
2022-3-12 00:34
احساس مسئولیت
به روایت از محمود صمدی : یک روز من در محل کار برادر پارسا با ایشان قرار ملاقات داشتیم . وقتی به آنجا رفتم دیدم تمام پنجره های اتاق ایشان بسته است .در حالیکه فاقد کولر و پنکه بود وقتی وارد اتاق شدم بعد از چند دقیقه گفتم : برادر پارسا ، شما گرمتان نیست ؟ ما که از گرما پختیم . اندکی گذشت و تقریبا صبرم تمام شده بود . با توجه به اینکه من در آنجا میهمان بودم دو مرتبه گفتم : شما در این اتاق گرمتان نیست ؟ ما که از گرما مردیم . برادر پارسا گفت : وا.. قسم من هیچ احساسی را به جز حفظ انقلاب ندارم .