https://shohada.org/en/node/303516
شناسه خبر: 303516
2022-3-12 00:50
استقامت و پايداري
راوی گل جان مختاریان : برادر عزیز شهیدم نور محمد ده ،دوازده سال بیشتر نداشت که رفت کمک حال عمه ام باشد و آنها او را با خود به کوره ی آجر پزی بردند شوهر عمه ام خیلی به ایشان ظلم می کرد از نور محمد خیلی کار می کشیدند و نمی گذاشتند که به اندازه ی کافی استراحت کند حتی به او پول برای خرید کفش هم نمی دادند و چون کفشهایش خراب شده بود پاهایش زخمی شده بود هر وقت که عمه ام به شوهرش اعترض می کرد و از کارش گله می کرد نور محمد جلوی عمه ام را می گرفت و می گفت من راضی نیستم که شما به خاطر من زندگیتان را دچار مشکل کنید من همه ی این مشکلات را تحمل می کنم بعد یکدفعه عمه ام و شوهرش می خواستند بروند قم زیارت و تهران به مدت یک هفته و شوهر عمه ام مانع آمدن برادرم نور محمد با خودشان بود و هر چه عمه ام اصرار کرده او قبول نمی کرده بعد برادرم به آنها می گوید شما بروید زیارت من می مانم و خودم برای خودم غذا درست می کنم و خودم را راه می برم شما نگران من نباشید، اصل دل آدم است که به زیارت برود من از همین جا زیارت می کنم اینطوری بیشتر هم دوست دارم و عمه و شوهرش به مسافرت می روند و بعد از یک هفته که بر می گردند می بینند که نور محمد مریض سختی شده و حاش خیلی بد است با توجه به اینکه سنش کم بود و توان نگهداری از خود را نداشته مریض شده بود بعد نور محمد را به روستا فرستادند و وقتی برادرم را دیدم هیچی در مورد مشکلاتش و اتفاقهایی که برایش افتاده بود به ما نگفت: ایشان در مقابل بسیار با صبر و مقاوم بود.