https://shohada.org/en/node/304759
شناسه خبر: 304759
2022-3-12 01:08
پرهيز از گناه
راوی غلامرضا کشکی وا: در طول سربازی اش دوازده هزار و هشصد تومان خرجش کردیم ششصد تومان از آن را به ما داد یک دفعه ما می خواستیم به ملاقاتش برویم مدتی معطل شدیم و بعد او را پیدا کردیم که او تعمیر کار ماشین بود که ماشیبن افسران را تعمیر می کرد .بعد از احوال پرسی فهمیدیم که چهار تیغ به او داده اند که ریشش را بتراشد .گفتم این کار خوبی نیست گفت:گه کار کنم دستور از بالاست گفتم برایت درست می کنم .یک حلب روغن به افسر مربوطه دادم و او را از آنجا به جای دیگر انتقال دادند .جواد می گفت : دخترهای امریکایی را اینجا لخت کرده اند و به ما نشان می دهند .باز یک حلب روغن به یک افسر دیگر دادم و جواد را از آنجا به جای دیگری انتفال دادند .