https://shohada.org/en/node/305455

شناسه خبر: 305455
2022-3-12 01:16

استقامت و پایداری

به روایت از سیدهاشم درجه ای : در سپاه تایباد بود که جواد نظر مرا به خودش جلب کرد ، حراست از مرزها یکی از وضایف انقلاب در آن ایام بود تهدادی نیرو به تایباد اعزام شد که شب ها داخل بیابان می خوابیدند و روزها در آفتاب بودند چون در ان زمان سپاه پاسداران خانه ای نداشت با نا ملایمات زیادی رو به رو بودیم ، در آن مقطه خیلی مواجه بودیم با نیرو هایی که می آمدند و تقاضای انتقال یا جایگزینی داشتند ولی هیچ وقت جواد قنادی چنین صحبتی نمی کرد ، بعد از اینکه نظام تشکل بیشتری گرفت و ما محل مربوط به ساواک را گرفتیم و مستقر شدیم ، برای سر کشی رفتم و اولین بار جواد را در میدان والیبال دیدم وقتی به چهره نوجوان او نگاه کردم جذب و متوجه او شدم که ثابت قدمی خوب دارد ، چون تا مجال مراجعه نکرده بود لذا من او را نیروی مقاومی یافتم ، کم کم مسؤولیت مخابرات تایباد را به عهده گرفت و خیلی مستقل و تو خود عمل می کرد یک بار از فرمانده سپاه آنجا لغزش مشاهده شد و سپاه یک مقدار تند رویی کرده بود ، چرا که بدون معرفی دادگاه و نظر آنها ، قاچاقچی را گرفته بودند و بر خورد سختی کرده بودند و قاچاق وی را تبدیل به پول کرده بودند ، فرماندهی و اعزای شورای جدید به دادگاه مشهد جهت رسیدگی معرفی و موقتاً از شغل بر کنار شدند ، جواد از این برخورد خیلی ناراحت شد بچه های دیگر هم گله کردند ، سپس بچه های دیگر هم گله کردند سپس بچه ها کم کم برای استفا مراجعه می کردند روز قبل از استفاء تظاهرات عظیمی شد و همه با شعار ما همه سرباز توئیم خمینی ، گوش به فرمان توئیم خمینی ، از جلوی مقر سپاه عبور کردند . در جواب خاسته استعفای آنها شما ×× × است . جواب هم در این میان خیلی شدید معترفی بود و از جمله استفا کنندگان ایشان بود . آنجا با هم آشتی نکردیم و با چهره عدم رضایت وی مواجه بودیم تا اینکه جنگ شروع شد و و ایشان بعد از مدتی به جبهه آمد . جبهه ما در جنوب به عنوان یک جبهه فعال شناخته شده بود جواد آن موقع به جبهه الله اکبر رفته بود و شنیده بود جبهه ما فعال است . او متقاضی شد که به جبهه ما بیاید و من به خاطر محفوظ شدن وحدت جبهه ها گفتم که مشکلی ندارد و آنجا بحث قهر نبود ، بحث آشتی بود ، جواد عدم رضایت خودش را از من در خواست نمی کرد که به جبهه ما بیاید . جواد با من رابطه خوبی نداشت و تنفرش را از شخص من اضهار کرده بود ، ولی آن روز از خود ن تقاضا کرد که پیش ما بیاید .