https://shohada.org/en/node/305457
شناسه خبر: 305457
2022-3-12 01:16
زیرکی و هوشمندی
به روایت از محمدجواد عصاران : خاطره دیگری که از این شهید دارم، ما به مدت سه چهار روز پشت منطقه دشمن برای شناسایی منطقه عمومی رفته بودیم. منطقه ای که دهها کیلومتر از انسان و جانور خبری نبود. به علت گرمای زیاد، رمل و نبودن آب با موتور تریل رفتیم. ما به علت طولانی شدن مأموریت با کمبود آب و غذا روبرو شدیم. قرار شد من و شهید جواد به سمت ارتفاعات میش داغ برویم و آنجا از بچه های شوش که از تنگه بسیار سوق الجیشی و استراتژیکی میش داغ حفاظت می کردند، آب و غذا بگیریم و بیاوریم. وقتی آب گرفتیم، شهید آب نخورد و گفت: الان بچه ها آنجا تشنه اند ما دو روز هست که در منطقه ایم. گالن 20 لیتری آب و مقداری کمپوت و سوخت به ما دادند. وقتی آمدیم در منطقه، دیدیم دوستان نیستند. چون نفوذ کرده بودیم پشت دشمن احتمال هر خطری بود. وقتی دیدیم بچه ها نیستند، شهید اسلحه کشید و آرام منطقه را جستجو کردیم. دیدیم خبری نیست. شهید قنادان شم نظامی بسیار بالای داشت. با رد پا تشخیص داد. این منطقه برای اینها ناامن شده است. اطراف را جستجو کردیم. اثر دو گلوله خمپاره که در منطقه فرود آمده بود، مشهود بود. شهید پشت دستش را روی قطعاتی از ترکش ها گذاشت و دید هنوز داغ است. شروع کردیم به جستجوی اطراف و خلاصه مسیری را رو به عقب آمدیم. سمت دشمن منطقه ای بود که ما دید داشتیم. دیدیم کسی چیزی در آنجا دیده نمی شود. به سمت عقب برگشتیم. ردپایی را من با موتور و شهید از جلو به حالت هجومی و آماده منطقه را دنبال کردیم تا 6 الی 7 کیلومتر آمدیم. روی یک تپه بسیار سرسبزی، از دور بچه ها ما را صدا زدند و رفتیم طرف آنها قضیه را تعریف کردند که در حین شناسایی منطقه، شناسایی مورد حمله دشمن قرار می گیرد.