https://shohada.org/en/node/306744
شناسه خبر: 306744
2022-3-12 01:33
توسل به امام رضا(ع)
یکی از دوستان شهید علیمردانی بنام سردار احمدی از بچه های شمال کشور (مازندران ) در جمع کاروان راهیان نور در منطقه عمومی والفجر 8 (اروند رود) وقتی دید کاروان از خراسان است گفت می خواهم خاطره ای از شهدای شما تعریف کنم ، سال 60 که برای طی کردن دوره ای در مشهد بودم با شهید علیمردانی آشنا شدم یادم هست که ایشان بعنوان فرمانده در جبهه معرفی شده بود روز اعزام به راه آهن رفتم هنگام خداحافظی شهید علیمردانی گفت : این دفعه آخر است و برگشتی نیست ، ان شاا... شهید می شوم .
به ایشان گفتم اینهمه جبهه رفتی می خواهم چیزی را برایم بگویی که تاکنون به کسی نگفته ای ؟ و ایشان گفت : ( این مطلب را که می گویم تا وقتی زنده هستم برای کسی تعریف نکن ، در عملیات فتح ارتفاعات الله اکبر وقتی شب بهمراه نیروهایم که قرار بود ارتفاعات را دور بزنیم به میدان مین برخوردیم دیدم هیچکاری نمی توانیم بکنیم و حتی فرصت خنثی کردن مین ها را نداشتیم ، آهسته از نیروها فاصله گرفتم و برگشتم رو به سمت حرم امام رضا(ع) به ایشان متوسل شدم و عرض کردم آقا جان اینها بچه های مشهد هستند ما جزشما کسی نداریم یک آن انگار صدایی میان آسمان و زمین صدا زد فلانی امشب این مین ها عمل نمی کند ، سریع به سمت نیروها رفتم و به آنها گفتم این مینها خنثی شده و معبر برای عبور باز شده سپس خودم در جلو شروع به حرکت کردم و از میدان مین گذشتیم بدون اینکه حتی کوچکترین اتفاقی بیفتد . یادم هست بعد از عملیات دوباره با نیروها در مسیر برگشت به همان میدان مین رسیدیم عده ای از بچه ها گفتند چرا ایستادی و از میدان رد نمی شوی به ایشان گفتم این میدان مین قرار بود دیشب عمل نکند و با عده ای از دوستان مشغول خنثی سازی میدان مین شدم