https://shohada.org/en/node/307073
شناسه خبر: 307073
2022-3-12 01:36
عشق به جهاد
راوی محمد رضا محمدی : بار اولی که آقای عصاریان قصد داشت به جبهه برود به دلیل مشکلاتی که در مشهد برایش بوجود آمده بود به جبهه نرفت من و مادر ایشان نذر کرده بودیم که اگر قاسم آقا به جبهه نرفت برویم مسجد محل را جارو کنیم و شمع روشن کنیم به همین دلیل بعد از شنیدن این خبر به مسجد رفتیم تا نذر خود را ادا کنیم بعد از اینکه از مسجد به منزل برگشتیم آقای عصاریان از من پرسید شما برای چه مسجد رفته بودید ؟ من موضوع نذری را که داشتم برای ایشان تعریف کردم خیلی ناراحت شد و گفت : من از شما راضی نیستم چرا این کار را کردید الان وظیفه ماست که برویم ازناموس و مرزهای کشورمان دفاع کنیم حالا برای اینکه نتوانسته ام فعلاً به جبهه بروم شما رفته اید شمع روشن کرده اید من از شما راضی نمی شوم مگر اینکه نذری کنید تا من به جبهه بروم برای اینکه دل ایشان را به دست بیاورم گفتم : مرا ببخشید اگر خواستید دوباره به جبهه بروید من خودم وسایلتان را آماده می کنم ساکتان را به دستتان می دهم.