https://shohada.org/en/node/307095
شناسه خبر: 307095
2022-3-12 01:36
تقيد به مسائل شرعي
راوی محمد رضا محمدی : آقای عصاریان تنوری در منزلش درست کرده بود. من هر چند وقت یکبار می رفتم برای آنها نان درست می کردم. یک روز که برای درست کردن نان به منزل آنها رفته بودم. موقعی که می خواستم تنور را روشن کنم رفتم مقداری نفت از داخل بشکه بردارم، اما هر چه تلمبه زدم دیدم نفت بالا نمی آید. همسر ایشان را صدا زدم پرسیدم چرا نفت بالا نمی آید؟ لبخندی روی لبانش نقش بست و گفت: آقای عصاریان چند روز پیش بشکه را خالی کرد و به همسایه مان که تعداد زیادی بچه داشت و همسرش هم از کار افتاده بود داد. خلاصه من رفتم مقداری گازوئیل از خانه ی خودم برای روشن کردن آتش آوردم و نان درست کردم. بعد از چند روز که به خانه ی آنها رفتم از همسر ایشان پرسیدم نان ها چه طور بود، آیا هنوز نان دارید؟ گفت: مگر آقای عصاریان می گذارد نان در خانه بماند. بعد از اینکه شما برای ما نان پختید ایشان هر روز به طور مخفیانه نان بر می داشت و از خانه بیرون می رفت. یک روز موقعی که داشت از خانه بیرون می رفت از شکاف در او را نگاه کردم او نان ها را برد به پیر زن از کار افتاده ای که همسایه ما بود داد.