https://shohada.org/en/node/307849

شناسه خبر: 307849
2022-3-12 01:45

شجاعت و شهامت

راوی ناصر ابراهیمی: دکتر مصطفی چمران جادة خرمشهر را شکافته بود و آب را رد کرده بود توی دشت خرمشهر وقتی می خواستند عملیات کنند فقط از جادة وسط که آسفالت بود می توانستند عبور کنند. مهندس طرحچی یک روز به من گفت: امشب باید با همدیگر برویم و ببینیم دهنه چند متر است. جایی که قرار بود برویم دست عراقی ها بود گفت باید برویم و آنجا را ببینیم که شب عملیات بتوانیم زود پرش کنیم که نیروها بتوانند از این جاده آسفالت عبور کنند و خودشان را به پادگان حمید برسانند به من گفت: ناصر می‌توانی یک ساعت نفس نکشی. گفتم: نمی دانم من تا حالا چنین کاری نکردم. گفت: خلاصه باید آنجا برویم و تو چون دید متریت از من بهتر است را انجام بده بقیه اش با من. تقریباً حدود 300 متر راه را سینه خیز رفتیم. شب باران بود و زمین گلی، وقتی به آنجا رسیدیم دیگر نایی که بخواهیم برگردیم نداشتیم. دیدیم دو عراقی این ور دهنه نشسته اند و دو تا هم آن ور دهنه. اینجا بود که فهمیدم چرا طرح چی گفته بود یک ساعت نباید نفس بکشی. آن همه راه را سینه خیز توی زمین گلی آمده بودیم کارمان را هم می خواستیم شروع کنیم. از آنجایی که خدا با ما بود آن دو عراقی که نزدیک ما بودند خوابشان برده بود که حتی قصد کردم اسلحه شان را هم بردارم که محمد گفت نه بر ندار. ما کار خودمان را نجام بدهیم. ما کارمان را انجام دادیم و برگشتیم عقب. فقط توانستیم 50 متر به صورت سینه خیز به عقب بیاییم، یک مقداری هم چهار دست و پا آمدیم. بقیه اش را هم دویدیم و آمدیم. تصمیمی که گرفته بودیم این بود که شب عملیات ده بیست کمپرسی بار کنیم، دو سه تا شان را همین جوری توی دره رها کنیم چون دهنه را 21 متر تخمین زده بودیم. این کار انجام شد اما دو سال بعد از شهادت طرح چی.