https://shohada.org/en/node/307860

شناسه خبر: 307860
2022-3-12 01:45

تقيد به انجام کامل ماموريت

راوی ناصر خالقی: یادم است قبل از انقلاب یک روز به اتفاق محمد طرح چی و جمعی دیگر به کوه رفته بودیم. در بین راه ایشان به شدت تب کرد و حالش بد شد به طوری که ما گفتیم شما برو استراحت کن ما خودمان برنامه را که چند روز هست طی می کنیم و می آییم. آقای طرح چی گفت: نه من خوبم، مشکلی ندارم و با مسکن خوردن خودش را تا بالا کشید. آن بالا یک کمپی داشتیم که وسایلمان را آنجا می گذاشتیم و تا قلّه می رفتیم. ده ساعتی طول می کشید و بعد برمی گشتیم. ایشان در تب شدیدی می سوخت اما حاضر نشد یکی از ما پیشش بماند. گفت: نه اگر کسی بماند احساس می کند برنامه اش ناقص شده و ته دلش به شکلی از برنامه ناراضی می شود لذا من می مانم. ما تا قلّه رفتیم و وقتی برگشتیم بچه ها پشت چادر که رسیدند مقداری با ایشان شوخی کردند. صدای گرگ و ... در آوردند. ایشان می گفت: تمام مدتی که شما نبودید من در تب شدیدی می‌سوختم و به هذیان مبتلا شده بودم ولی نمی خواستم برنامه شما ناقص اجرا شود.