https://shohada.org/en/node/309327

شناسه خبر: 309327
2022-3-12 02:04

مبارزه با ضدانقلاب منافقین

یک روز محمد رضا از مشهد به مناسبت تعطیلى دانشکده به کاشمر آمده بود مشاهده کردم یک بلوز یقه اسکى پوشیده تعجب کردم آمده بود چون او لباس یقه دار دوست نداشت یک مقدار کنجکاو شدم دیدم دور گردنش کبود است گفتم مادر تو که اهل دعوا نبودى چرا گردنت سیاه است او گفت با همکلاسى هایم شب از خیابان عبور مى‏کردیم ناگهان با سه نفر منافق رو به رو شدیم که آنها ما را مى‏شناختند آمدند و یکى از آنها گلویم را محکم گرفت و فشارى داد و قصد خفه کردنم را داشت و دو تایى دیگر هم همکلاسى ام را مى‏زند که ناگهان افراد انقلابى رسیدند و مرا نجات دادند.