https://shohada.org/en/node/309386

شناسه خبر: 309386
2022-3-12 02:05

عشق به جهاد

به روایت از سید محمد سیدین : سرگرد ابریشمیان می گفت: سید حسن بعد از فتح بستان بسیار خوشحال و راضی بود و برای استراحت و تجدید قوا به شهرستان برگشت اما پس از مدتی یاران بسیجی سراغ او را از فرمانده می گیرند و هر چه فرمانده اصرار می کند که ستوان سیدین خسته است ولی آنها توجهی نکردند و گفتند جز او کسی را برای دیده بانی گردان نمی پذیرند و شهید هم با کسب اجازه و خداحافظی دعوت یاران را لبیک گفت و در جواب فرمانده خود گفت : من برای استراحت به اینجا نیامده ام وظیفه ام سنگین تر از همیشه بر روی من سنگینی می کند و مجددا به سمت جلو می رود . فردی که ایشان را به عنوان راهنما می برد فردی خبرچین و صدامی و خائن بود که بعد او را دستگیر و اعدام کردند وقتی شهید مشغول دیده بانی بود سروان بانژاد اطلاع می دهد که صدای سیدین ناگهان قطع شد . البته قبل از قطع صدا حمله عراقیها را با بی سیم به من اطلاع دادند و بعدا که صدا قطع شد . درگیری تا 48 ساعت ادامه داشت تا هنگامی که به خواست خدا رزمندگان اسلام نیروهای دشمن را تار و مار و عملیات به نفع ما خاتمه یافت و بستان آزاد شد . چون سیدین فردی لایق و از خود گذشته بود بافاصله بعد از خاتمه عملیات به جز فرمانده آتش بار ایشان اطلاع و دستور دادم که یک گروه سریعا به اطراف آن تا عمق دو کیلومتری از هر طرف بگردند و خبر یا اثری از شهید پیدا نماید و خودم هم سریع به بیمارستان سوسنگرد که زخمی ها و شهداء را به آنجا می بردند مراجعه نمودم ولی اثری ازایشان آنجا نیافتم ، بعد فکر کردم ایشان مفقود الاثر شده و تا جستجویی که پیس از پایان جنگ به عمل آمد مشخص شد که ایشان همانموقع به درجه رفیع شهادت نائل آمده است و خبر شهادت را متوجه شدیم .