https://shohada.org/en/node/311152
شناسه خبر: 311152
2022-3-12 02:27
خاطره شماره 5 - شهید ایرج رستمی
همسر شهید عفت حجاری در بیان خاطره خود از شهید ایرج رستمی می گوید: یکم آذرماه، روز اعزام او به جبهه بود، روزی که باید از خانه و خانواده جدا می شد، به خدا توکل کرد و به نماز ایستاد، نمازش که تمام شد با کمک عصایش برخاست و رو به من کرد و گفت، باید بروم دشمن به خاک میهنم تجاوز کرده ، 20 سال حقوق این مملکت را گرفتم، حالا که به من نیاز دارند چرا نباید بروم.
ایشان در کردستان زخمی شد و 9 ماه در بیمارستان بستری بود، با رفتن به جنگ با ایرج مخالفت کردم که نامه از جیب بیرون آورند و گفت: نامه دکتر چمران است، ایشان خواست بیایم تهران، دشمن به خاک کشورمان تجاوز کرده، دکتر به همراه حاج آقا خامنه ای ستاد جنگ های نامنظم تشکیل داده اند،
سروان نامه دکتر چمران را باز کرد و شروع کرد به خواندن نامه، ' دوست عزیزم آقای رستمی قهرمان پر افتخار ما هر وقت که به تو فکر می کنم از شدت شوق قلبم می لرزد و اشک در چشمانم حلقه می زند، امیدوارم هرچه زودتر صحت و سلامت خود را بازیابی و با هم در کوه ها، دشت ها و دره ها و در خطرناک ترین سنگر ها برای پاسداری از ایران و انقلاب فداکاری کنیم'.