https://shohada.org/en/node/312660
شناسه خبر: 312660
2022-3-12 03:13
احساس مسئولیت
به روایت از محمد علی خالقی : یک روز از تربت حیدریه برای علیرضا نامه ای آمده بود که او برای رأی گیری ریاست جمهوری آن وقت که نتیجه آن ریاست جمهوری آیت ا... خامنه ای شد بر سر صندوقهای رأی برود. او هم خیلی خوشحال شد و قبول کرد که برود. نماز صبح را که خواند با موتور حرکت کرد به طرف تربت، در بین راه متوجه شده بود که کلاهش را فراموش کرده ببرد. برگشت به خانه و به من گفت: که کلاهم را بدهید. من هم کلاه را از بالا پایین انداختم که روی سر شهید خورد و از سر شهید خون آمد. گفتم: نمی خواهد بروی. ایشان گفت: نه می روم. با موتور تا نزدیک تربت که رفته بود یک جوان را سوار کرده بود که به تربت ببرد. بعد از کمی رفتن در بین راه گاوی به جلو موتور می آید و با آنها برخورد می کند که هر دو به زمین می خورند و زخمی می شوند. علیرضا آن جوان را به بیمارستان می رساند و خودش نیز به سر صندوق رأی گیری رفته بود.