https://shohada.org/en/node/313081

شناسه خبر: 313081
2022-3-12 03:17

دقت در حلال و حرام

به روایت از محمد کلوخ طالی : شب دوازدهم ماه بهمن برادرم که به خاطر تذکری که در جبهه به او داده بودند تا ازدواج کند. به سبزوار آمد تا همسری اختیار کند ولی امکان ازدواج برادرم فراهم نشد ومهدی خواست که دوباره برگردد. به همین منظور برای خداحافظی به خانة ما آمد. پس از خداحافظی برای اینکه درراه حوصله اش سر نرود مقداری آجیل به او دادم تا از آنها استفاده کند ولی برادرم از گرفتن آجیل امتناع ورزید. گفتم مهدی چرا آجیل ها را نمی‌گیری؟ مهدی در جواب گفت: خواهر جان شاید همسر شما از این کار شما راضی نباشد شاید دوست نداشته باشد که چیزی به من بدهی. در همین حین که من و مهدی مشغول صحبت کردن بودیم همسرم از در وارد شد من بلافاصله جریان را برای همسرم تعریف کردم ،اوخندید و سپس دستی به شانه مهدی زد و گفت چه حرفهایی می زنی آقا مهدی مگر بین من وخواهرت فرقی است. مهدی وقتی این حرف راشنید گفت باشد حالا آجیل را قبول می کنم سپس آنها را از من گرفت و خداحافظی کرد. همین اخلاق و رفتار مهدی بود که باعث شد همسرم مرغداری و مغازه خود را ترک کرد و رو به شغل شریف و مقدس جهاد سازندگی ( شغل مهدی ) آورد. زیرا که به گفتة برادرم جهاد اصلی کمک به نیازمندان و ااقشار محروم جامعه است. مهدی با رفتارش همه را تحت تاثیر خود قرار داده بود.