https://shohada.org/en/node/313452

شناسه خبر: 313452
2022-3-12 03:21

عشق به جهاد 2

به روایت از نادر ابراهیمی : آخرین باری که می خواست به جبهه اعزام شود گفتم : مادر نرو او گفت : اگر من نروم چه کسی باید برود و دفاع بکند و بعد از سه ماه نیز جنازه او را برایم آوردند . یک با نیز خواب دیدم که دو عدد روسری در دست من است در آنجا روان در رودخانه ای جاری است که یکی از دست من در آب افتاد و آب آن را باخودش برد و من نگران فرزندانم بودم که بعد هم نایبعلی شهید شد .