https://shohada.org/en/node/313494
شناسه خبر: 313494
2022-3-12 03:21
گذشت و اغماض
به روایت از فاطمه حسن خوی : ما در تهران باهم زندگی می کردیم ، یک روز ایشان ، تازه از پای صندوقهای رأی برگشته بود . دو سلاح یک کلت و یک 3.ژ همراهش بود که آنها را داخل کمد دیواری گذاشت و کمد را قفل کرد و کلید را در جیبش گذاشت . آنگاه لباسهایش را در آورد و رفت که وضو بگیرد . در همین حال گویا همسرش اسلحة 3.ژ را برداشته ، پشت در کمین کرده بود که با ایشان شوخی کند . به محض ورود ایشان به اطاق به ایشان ایست داده و از وی خواسته بود که دستهایش را بالا بگیرد ! شهید خیلی اصرار نمود که اسلحه آمادة آتش است و ایشان شوخی با اسلحه را کنار بگذارد که خطرناک است ، ولی همسرش به کارش ادامه داد و نهایتاً ناخواسته تیری شلّیک شد ! به محض شنیدن صدا ، سراسیمه خود را رساندم و دیدم که همسرش بیهوش افتاده است و تیر شلّیک شده از مقابل صورت شهید عبور کرده و به دیوار خورده است . لیکن جالب توجّه ایشان بیحوصله نشده بود و با متانت و آرامش خاصّی، آب به سر و صورت همسرش میزد تا اینکه بهوش آمد و از زنده بودن شهید تعجّب نمود و خیلی خوشحال شد ولی شهید هیچگونه برخورد تندی با وی ننمود .