https://shohada.org/en/node/314136

شناسه خبر: 314136
2022-3-12 03:30

توجه به امر ازدواج

راوی خورشید پروانه: یک روز که به همراه پدر و مادرم در خانه نشسته بودیم که درب خانه به صدا در آمد. رفتم درب خانه را باز کردم دیدم زن دایی ام به همراه پسر جوانی پشت درب هستند. آنها را به خانه تعارف کردم وارد خانه شدند. وقتی که دور هم نشسته بودیم زن دایی ام به ما گفت: این پسر جوان فرزند عبدالله است که قرار است به سربازی برود. وقتی که برای آنها چایی بردم عبدالله به صورتم نگاه کرد و خندید وقتی آنها از خانه ما رفتند، مادرم به من گفت: آنها به خواستگاری تو آمده بودند آیا رضایت می دهی یا نه. گفتم: من برای اولین بار بود که پسر دایی ام را دیده بودم. کمی فرصت به من بدهید و بعد از چند روز به آنها بله گفتم و با هم ازدواج کردیم.