https://shohada.org/en/node/314439

شناسه خبر: 314439
2022-3-12 03:34

شجاعت و شهامت

راوی شمسی جانفزا: به یاد دارم هنگامی که برادر شهیدم کمال از جبهه به مرخصی آمده بود خاطره ای را برایم نقل کرد که این گونه بود : در منطقه عملیاتی که بودیم با افراد عراقی روبه رو شدیم ، من که اسلحه دستم بود یک نفر از عراقی ها را به گلوله بستم . بعد از پایین تپه هر چه به من گفتند از بالای تپه بیا پایین، دشمن در حال پیشروی است در نقطه تیررس قرار داری. ولی من توجه نکردم و گفتم: نه من می ایستم و با دشمن رو در رو می جنگم . که یکی از رزمنده ها گفت : واقعا خیلی شجاعت و شهامت داری که این حرف ها را می زنی و می ایستی . بعد بقیه افراد هم مجبور بایستند و با دشمن مقابله کنند که دوباره چند تا از عراقی ها را به گلوله بستیم و نیز چند نفر دیگر را به اسارت گرفتیم و همراه خود به عقب در چادر آوردیم . وقتی که وارد سنگر شدم دیدم اسیر مجروح آورده اند داخل سنگر تا درمان کنند . دیدم بلافاصله یکی از اسرا که واقعا آدم رذل بود تفنگ را برداشت که به طرف من شلیک کند فوری متوجه شدم و تفنگ را از او گرفتم. اما همان جا باز دلم به رحم آمد که این هم انسان و یک مسلمان عین خودم هست و از کشتنش گذشتم و به او رحم کردم.