https://shohada.org/en/node/314440

شناسه خبر: 314440
2022-3-12 03:34

ناظر و شاهد بودن شهيد برامور

راوی شمسی جانفزا: به خاطر دارم شش ماه بعد از شهادت برادرم کمال من به مشهد منتقل شدم و حدودا بعد از یک سال بود که به درگز رفتم و به اتفاق مادرم برای احوالپرسی همسر برادرم و فرزندش به منزل شهید رفتم . همین که پرده جلوی درب حیاط را بالا زدم دیدم برادر شهیدم کمال آمد جلو به عیناً و آشکارا شهید را دیدم که به من گفت : چه عجب شمسی خانم ، حالا آمدی از ما خبری بگیری؟ بعد از یک سال آمدی؟ اصلاً همان جا در حال خودم نبودم و متوجه نشدم و گفتم : خوب می دانی که من شاغل هستم که از نظرم ناپدید شد. آخرمن نمی توانستم تحمل کنم که وقتی به خانه شهید می روم آنجا را بدون برادرم ببینم.