https://shohada.org/en/node/314465

شناسه خبر: 314465
2022-3-12 03:34

مبارزه با ضد انقلاب و منافقين

راوی ماهرو پهلوانی: به خاطردارم موقعی که بنی صدر رئیس جمهور بود برای بازدید به شهرستان ما آمد. همسرم کمال بخاطرهمین به بیرون شهر رفت. بنی صدر را نمی خواست ولی هیچ وقت حرفی نمی زد. خلاصه آنروز من به همراه یکی از زنهای همسایه به خیابان رفتیم و وقتی برگشتیم دیدیم شهید آمده ودر را قفل کرده و من هرچه درمی زدم در را باز نمی کرد. بالاخره در را بر روی من باز کرد ولی خیلی ناراحت بود گفتم: چراناراحتی؟ گفت من خودم توی شهر نایستادم و تو رفتی به حساب ملاقات بنی صدر من در جواب همسرم گفتم: که من آنجا نرفته بودم و برای انجام کار دیگری با زن یکی از همسایه ها به جایی دیگر رفته بودم .