https://shohada.org/en/node/314466

شناسه خبر: 314466
2022-3-12 03:34

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی ماهرو پهلوانی: خواهرم خواب دیده بود که دوره قرآن منزل ایشان است وهمسرشهیدم کمال نیز در این مجلس حضوردارد وقتی که به شهید تعارف می کند که وارد شود شهید می گوید: وقت ندارم می خواهم بروم فقط آمدم که به مادر و همسرم بگوئید که فرزندم حجّت را اذیتش نکنند و بیشتر از الان به او محبت کنند خواهرم می گفت: در خواب می دانستم که ایشان شهید شده و من گریه می کردم. به قدری چهره و صورت شهید نورانی شده بود که نمی توانستم او را ببینم و با دستهایم جلوی صورتم را گرفته بودم بعد شهید خداحافظی نمود و ناپدید شد و من از خواب بیدار شدم.