https://shohada.org/en/node/314604
شناسه خبر: 314604
2022-3-12 03:35
احترام به بزرگتر ها
راوی عباس توسلی: خاطره ای دارم مربوط می شود به اوایل انقلاب آن زمانیکه نفت کم بود و مردم سوخت نداشتند ما چون از وضعیت مالی بهتری برخوردار بودیم پدرمان یک تانکری خریده بود و در زیر زمین خانه بود همان را نفت می کردیم و اصلا ما بی نفتی نکشیدیم یک شب که پاسی از آن گذشته بود درب خانه را زدند رفتم درب را باز کردم دیدم صادق است به همراه یک نفر با یک موتور و یک گالون بیست لیتری خالی. پرسید پدر خوابه؟ گفتم تازه آمده فکر کنم هنوز خواب نباشد گفت: بابا را صدا بزن رفتم پدرم را صدا زدم گفتم صادق آمده دم درب با شما کار دارد بابام رفت دم در وقتی برگشت پرسیدم داستان چه بود چه کار داشت این وقت شب گفت: صادق از من تقاضای یک گالون نفت کرده است برای یک خانواده ای که آنها سرما می خورند من به صادق گفتم: چرا مرا بیدار کردی می رفتی خودت گالون را پر می کردی صادق در جوابم گفت: نه من باید از شما اجازه می گرفتم من اجازه ندارم همچنین کاری بکنم. صادق خیلی با ما فرق داشت او به تمام معنا انسان بود.