https://shohada.org/en/node/314972

شناسه خبر: 314972
2022-3-12 03:40

خاطرات جنگی

برای اجرای عملیات آقای پورولی جهت معبری که بعداً جاده فانوس نام گرفت و قرار بود تانکها از آن عبور کنند زحمت زیادی کشیده بود. منطقه ای بود به نام دیدگاه سوم قرار بود تانکها از ارتفاعات آنجا بالا بروند. خوب به هر حال تانک اول که رد می شد کار برای بقیه تانکها راحت بود. همه دوست داشتند نتیجه ار را ببیند که چه می شود. با شهید پورولی بودم. با ایشان و شهید خرازی رفتیم روی تانک اولی راننده تانک هم آقایی بود به نام رضایی. ایشان یک حرف خیلی جالبی را بیان کرد که نشان می داد با عشق و علاقه و یک اطمینان خاطری خاص پشت تانک نشسته است هیچ نگرانی هم نداشت به شیب دیدگاه سوم نگاه کرد به هر حال ایشان با توجه به آموزشهایی که دیده بود می دانست اصولاً تانک در زاویه 45 درجه نمی تواند رو به جلو حرکت کند. حالا این شیب از 45 درجه هم بیشتر بود.ضمناً زمین هم رملی بود و سفت نبود. خلاصه پس ارزیابی که انجام داد گفت: من بیست و پنج کیلومتر را یا صاحب الزمان گفتم و آمدم یک یا صاحب الزمان دیگر هم می گویم و از تپه بالا می روم. وقتی این حرف را زد یک افقی در دل همه روشن شد. بویژه شهید پورولی که گفت: این راننده حتماً می تواند بالا برود و اگر آن تانک بالا می رفت، مابقی تانکها به دنبال تانک اولی و با استفاده از همین عقیده و یاری از صاحب الزمان بالا خواهند آمد. این تانک نقش بسیار مهمی را داشت چون اگر هم نمی توانست بالا بیاید، بقیه تانکها هم پایین می ماندند. همه رفتیم روی تپه و از آن بالا به تماشا ایستادیم. ولی شهید پورولی بالا نیامد و کنار راننده نشست. راننده تانک آنچنان با صدای بلندی صاحب الزمان (عج) را صدا زد که صدایش تا بالای تپه آمد، خلاصه ما هم بالا ایستادهبودیم و دعا می کردیم. راننده در حالی که صاحب الزمان می گفت، اشک هم می ریخت. جو خاصی شده بود. همه منتظر بودند ببینند چه می شود. بالاخره یا صاحب الزمان گفتن اننده کار ساز شد و تانک چیفتن با بیش از 45 درجه شیب در زمین رملی- البته یک مقداری از آن را فرش باطلاقی قرار داده بودیم تا زیر تانک کمی سفت شود و بتواند بالا بیاید- بالا بیاید. اینقدر بچه ها خوشحال بودند که انگار عملیات با موفقیت انجام شده است. عبور تانک از دیدگاه بسیار لذت بخش بود: بقدری که با بالا آمدن تانک تکبیر گفتن بچه ها شروع شد. همه خداوند را شکر می کردند. اولین کسی که راننده تانک را بوسید، شهید پورولی بود. سپس از تانک پایین پرید و شادی می کرد مانند اینکه مسیر باز شده باشد. بعد از آن هم تانکهایدیگر بدون هیچ مشکلی تپه را بالا می آمدند. فقط روی تانک اولی خیلی مشکل داشتیم با اینکه اساساً جور در نمی آید تانک شیب بیش از 45 درجه را بالا بیاید ولی بچه ها بااعتقادی که داشتند و لطف صاحب الزمان بدون هیچ مشکلی مسیر را طی کردند. 1- خاطرات جنگ 2-ایجاد روحیه در نیروها