https://shohada.org/en/node/315013
شناسه خبر: 315013
2022-3-12 03:40
تشییع جنازه
حدوداً پس از گذشت 100 روز از عملیات رجایی و باهنر عملیاتی شروع شد که این عملیات به آزادسازی بستان مشهور شد. تعداد زیادی از رزمندگان عزیز من جمله تعدادی از همرزمهای محمد که در سری دوم اعزام شده بودند در عملیات آزاد سازی بستان شرکت کردند و منطقه را از لوث وجود مزدوران بعثی عراق پاک کردند و توانستند پیکر محمد را به دست آورند و به عقب منتقل کنند. و درست پس از سه ماه و 10 روز پیکر از طریق تعاون سپاه به دست ما رسید. دقیقاً یادم است که آنزمان من چونکه دانشجو بودم در دانشگاه تهران درس می خواندم. آنروزی که محمد را آوردند من سر کلاس درس بودم و با تلفن زنگ زدند و گفتند فردا برادرت تشییع می شود بنابراین سعی کن تا فردا خودت را به مشهد برسانی. من هم به هر سختی و مشکلاتی بود به فرودگاه رفتم و هر طوری بود یک بلیط هواپیما تهیه کردم و در ساعت 9 همان شب خودم را به مشهد رساندم. آنزمان هنوز معراج شهدا تشکیل نشده بود و شهدا را در بیمارستان قائم نگه می داشتند. من در آن شب چونکه دیروقت بود موفق به دیدن محمد نشدم. با خودم گفتم: فردا صبح چهره برادرم را می بینم. فردای آنروز قرار بود که 40 نفر از شهدای مشهد را همزمان تشییع کنند و چونکه در آنزمان اولین باری بود که این همه شهید را در یک روز در مشهد می خواستند تشییع کنند. به همین دلیل بهشت رضا (ع) خیلی شلوغ شده بوده به نحوی که ما در آنجا هم نتوانستیم پیکر این شهید گرامی را ببینیم. البته پدرم و عمویم روز قبل موفق شده بودند که پیکر سید محمد را در بیمارستان ببینند و ایشان را ببوسند ولی من و مادرم به علت ازدحام بیش از اندازه جمعین نتوانسته بودیم که چهره این شهید را ببینیم و پیکر ایشان را به همراه دیگر شهدا در بهشت رضا دفن کردند. محمد یکی از اولین شهدای فامیل بود. یعنی تا قبل از ایشان ما در فامیل و بستگان شهید دیگری نداشتیم. به همین دلیل مردم بیش از اندازه لطف و محبت می کردند و هر کسی هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد همه محمد را باعث افتخار و سربلندی فامیل می دانستند و می گفتند سهم ما سادات در طول تاریخ اینچنین بوده و به هر حال این شهادتها جزو زندگی ما و ائمه است. در کل فامیلها یا این کلمات ما را دلداری می دادند و ما هم می دانستیم که ایشان راهش را آگاهانه انتخاب کرده بود و آرزویش هم همین شهادت در راه خدا بود که به آن هم رسیده بود. حتی محمد در وصیت نامه اش از پدر و مادر و برادران و خواهرانش خواسته بود که اگر من توفیق شهادت را پیدا کردم طوری اظهار ناراحتی نکنید که منافقین و دشمنان اسلام وشحال شوند. ما هم ان شاءالله سعی می کنیم در جهت محقق کردن خواسته هایشان موفق باشیم.