https://shohada.org/en/node/315208

شناسه خبر: 315208
2022-3-12 03:42

اداي دين

راوی زهره پشوتن : خاطره ای که به یاد دارم این است که یک روز وقتی برادرم محسن پشوتن از محل کارش که فروش لوازم یدکی ماشین بود به خانه آمد. به مادرم گفت: مامان من می خواهم از این شغل دست بکشم و توی سپاه خدمت کنم. مادرم گفت مگر این صاحب کار تو آدم بدی است؟ گفت: نه. خیلی حاج آقا خوب و فرد مومنی است ولی من دوست دارم یک جایی باشم که بیشتر بتوانم خدمت کنم. وقتی که سر کار لوازم یدکی می روم می بینم فقط فردی هستم که همیشه باید سر کار بروم و برگردم این جوری نمی توانم برای انقلاب خدمت کنم. می خواهم با استخدام در سپاه به انقلاب خدمت کنم. ببین مادر چقدر جوان ها شهید شده اند و چقدر خانواده ها که بچه هایشان را از دست داده اند و چقدر بچه هایی که بی پدر شده اند ما هیچ کدام از این کارها را نکرده ایم. حالا که خداوند ما را زنده نگه داشته است بگذار من بروم حداقل خدمتی به این انقلاب کرده باشم و از زیر دین خون شهدا در بیایم و ادامه دهنده ی راه آنها باشیم. این طور شد که برادرم محسن وارد سپاه شد.