https://shohada.org/en/node/315220

شناسه خبر: 315220
2022-3-12 03:42

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی مهین کاظم : بعد از سالگرد شهادت پسرم محسن پشوتن بود که همسرش شوهر کرد. ما این قضیه را نمی دانستیم. تا این که من یک شب خواب دیدم که محسن به خانه آمد و گفت: مادر راحت شدم. گفتم برای چی راحت شدی؟ گفت: فاطمه را طلاقش دادم. گفتم برای چی مادر؟ مگر فاطمه چکارت کرده بود. فاطمه زن به این خوبی به تو که بدی نکرده بود. گفت: خوب دیگر مادر خیلی راحت شدم بعد خداحافظی کرد و رفت. صبح که از خواب بیدار شدم با خودم گفتم خدایا این خواب به کجا می خورد. فاطمه چی شده؟ یعنی ناراحته؟ وقتی از خانه ی ما رفت دیگر خانواده اش اجازه نمی دادند که به منزل ما بیاید. فقط با زن عمویش رفت و آمد داشتیم که دیدم به دیدار خانه ی ما آمده بودند بلند شدم تا به خانه ی زن عمویش بروم و ببینم از فاطمه خبری دارد یا نه؟ وقتی آن جا رفتم پرسیدم: تو را به خدا اگر از فاطمه خبر دارید به من بگو. گفت چه شده؟ مگر چیزی شده؟ گفتم آری. دیشب خواب محسن را دیدم که این جوری به من گفت. دیدم زن عموی فاطمه گفت: بله. خواب شما درست بوده چون دیشب بله برون فاطمه بوده و شما همان شب خواب دیدی.