https://shohada.org/en/node/315228

شناسه خبر: 315228
2022-3-12 03:42

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زهره پشوتن : من از همان زمانیکه که برادرم محسن پشوتن به شهادت رسید و جنازه مبارکش را در خواجه ربیع مشهد دفن کردیم به خاطر دارم هر وقت بعد از شهادتش به حرم برای زیارت می رفتم ، برای شادی روحش دعا می کردم اما یک روز بعد از زیارت بدون آنکه دعایی بخوانم از حرم بیرون آمدم و این کار را نکردم . که همان شب خواب دیدم داداشم در یک خانه بسیار بزرگ و مجلل که پرده های آنچنانی زده بود و وسایل و لوازم لوکس داخل و دور اتاق چیده شده بود و برادرم محسن هم داخل اتاق روی مبلی نشسته بود که گفت : هر کدام از این وسایل را یکی برایم فرستاده است . من گفتم : داداش من هم برایت کادو فرستادم گفت : خواهر جان ، دیر نمی شد ، چند بار این جمله را تکرار کرد و به من گفت : می دونم خواهر جان دیر نمی شد ؟ که از خواب پریدم . و بعد از این هر گاه به حرم امام رضا (ع) برای زیارت میروم هر چه زیارت و دعا می خوانم برای شادی روحش تقدیم می کنم .