https://shohada.org/en/node/315230

شناسه خبر: 315230
2022-3-12 03:42

علاقه به مراسم عزاداري اهل بيت

راوی مهین کاظم : به خاطر دارم اوایلی که به مشهد آمده بودیم . پسرم محسن پشوتن کم سن وسال بود و اینجا احساس غریبی می کرد برای همین می رفت توی اتاق و آنقدر با خودش سینه می زد ، به او گفتم : خوب بس است خودت را کشتی ف گفت چکار کنم مادر من اینجا غریبم و هیچ دوست و آشنایی ندارم که با او بازی کنم و هیچ کس نمی آید مرا به خود به مراسم سینه زنی آقا ابا عبد ا... ببرد . پدرش هم در سپاه بیرجند مسئول بهداشت بود و در مشهد نبود . من گفتم : بلند شو تا با هم اقلا به حرم امام رضا (ع) بریم . با شنیدن این حرف من بسیار خوشحال شد و گفت : آخ جان مامان ، من می خواست همین حرف را به تو بگویم. بعد بلند شدیم و به طرف حرم راه افتادیم و تقریبا تا ساعت 9 شب بود که آنجا بودیم . من